ماهورماهور، تا این لحظه: 13 سال و 24 روز سن داره

ماهور هدیه خدا

اولين نوشته براي ماهورم

1389/11/24 13:40
نویسنده : مامان ماهور
254 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيز ماماني

نميدونم ازكجا شروع كنم چون تازه اين وبلاگو راه انداختم كاري كه از اولي كه فهميدم شمارو تو وجودم دارم دوست داشتم انجام بدم تا لحظه لحظه با هم بودنمون رو ثبت كنم ولي نشد. شايد تنبلي كردم به هر حال الان شروع كردم و اميدوارم بتونم ادامه بدم و هر چي ميتونم ازت بنويسم عزيزم

امروز شما ۳۱ هفته و ۴ روزه شدي و من هر روز انتظاراومدنتو ميكشم و هر روز كه ميگذره دلتنگيم برات بيشتر ميشه ، دو ماه ديگه زمان زيادي براي ديدنت و درآغوش گرفتنت دختره قشنگم ، هر روز به وسايل اتاقت نگاه ميكنم و به گهوارت كه هنوز خالي و منتظره، و شمارو تصور ميكنم كه توش لالا كردي. دمپاييقرمز چراغ دارت رو تو بغلم ميگيرم و توي خيالم شما رو ميبينم كهاونارو پاكردي و داري تاتي تاتي ميكني ، دلم ميره براي اون لحظه

دخترم ديروز رفته بودم سونو دكتر سونو كه يك خانوم مهربون بود بهم گفت كه شما كاملا سالمي و من خيلي خوشحال شدم اون گفت احتمالا ۲۰ فروردين سال ۹۰ به دنيا مياي بعد من سونو رو بردم پيش دكترم ، اون گفت كه يه كوچولو بايد به خودم بيشتر برسم چون وزن شما يه كوچولو كمه و گفت شرايط قرار گرفتن شما طوري كه ممكن نتونم طبيعي به دنيا بيارمت چيزي كه من آرزوشو دارم براي همين يكم دلم گرفت ولي بابايي مثل هميشه به من دلداري داد. من و بابايي اميدواريم كه شرايط عوض بشه چون شما مدام در حال تكون خوردني و منم لذت ميبرم از حركات دختره گلم و ميدونم كه بر ميگردي به موقعيت قبليت و مامانو خوشحال ميكني.مثل همين آن كه دارم برات مينويسم شماداري با حركاتت منو هيجان زده ميكني

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)